روزها فکر منی در دل شب ها سخنم
اینچنین غافل از احوال دل خویشتنم
برچسب:
نویسنده: ساحل میرزاپور
جوان سر به زیر حوزه های علمیه را
وعید بوسه ی رایگانت انقلابی کرد !
برچسب:
نویسنده: ساحل میرزاپور
عادت رفتن به سرت بود و من
دل به تو دادم که مسافر شدم
برچسب:
نویسنده: ساحل میرزاپور
نازنینا منم آن تا به ابد زنده به عشق
حال ما را بگذار و پی اموات بگیر
برچسب:
نویسنده: ساحل میرزاپور
نبود و دردسرم بود، رسید و دردسر افزود!
دلا! چه می شد اگر عقل، نمی رسید و نمی بود!؟
برچسب:
نویسنده: ساحل میرزاپور
از شعر تر ما جهانی به قیام است
ما باز به درگاه تو در حال سجودیم
برچسب:
نویسنده: ساحل میرزاپور
برچسب:
نویسنده: ساحل میرزاپور
تا عشق با شهری هوس باید بسازیم
تنها میان خار و خس باید بسازیم
از هرچه غیر از شعله تا آزاد باشیم
ای کرم ابریشم قفس باید بسازیم
برچسب:
نویسنده: ساحل میرزاپور
شک نکن با عشق تا اوج ثریا می رویم
از همین ویرانه تا دریای رویا می رویم
گرچه درگیریم در صحرای خشک خاطره
ما شبی در خواب آن رویای دریا می رویم
برچسب:
نویسنده: ساحل میرزاپور
وارستگان دهریم از قیل و قال امید
تقدیر ها گرفتند از ما مجال امید
در زیر پا نمی ماند نوغنچه های ایمان
شاهد اگر نبودیم هر شب زوال امید
بیهوده طرح بهبود بر بوم جان کشیدیم
تا نقش زندگی شد؛ وزر و وبال امید
منفور روزگار است مأخوذ ذنب اکبر
هر آنکه پروراند در سر خیال امید!
وارسته زندگی کن تا شیر زندگی را
چون سگ تلف نسازد آخر شغال امید.
برچسب:
نویسنده: ساحل میرزاپور